منوی اصلی

جستجو

امکانات

آخرین مطالب

عيد فطر در بيان مقام معظم رهبری
در حاشیه فاصله طبقاتی تابستانی!!
نخست وزير بحرين پيشاپيش عيد فطر را به رييس جمهور ايران تبريك گفت
نامه سلحشور به محمد نوري‌زاد
واکاوی جنایتهای محسن سازگارا
شيوه جديد توزيع رساله صانعي
سيره بزرگان در ماه مبارک رمضان
پیام تسلیت حضرت آيت الله خامنه اي در پی درگذشت حجة الاسلام آقای حاج سیدتقی درچه ئی
ز نخواندن براي امام‌خميني تا گريه پشت دوربين شيطان بزرگ
توصيه هاي استاد سيدعبدالله فاطمي‌نيا (قسمت اول)
توصيه هاي استاد سيدعبدالله فاطمي‌نيا (قسمت دوم)
توصیه های استاد سیدعبدالله فاطمی‌نیا (قسمت اول)

آمار بازدید

بازدید امروز :

286

کل بازدید :

62283

بیشترین بازدید  :

1763

میانگین بازدید  :

358

جزئیات آمار بازدید

 

 

 

 
 
 عاشورا و درس آزادگی

آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند***** آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند .در روز ورود بر حر چه گفتي كه تا روز دهم محرم دل در دل نداشت و با چه نگاهي او را مجذوب خود كردي كه تا روز قيامت در لغت نامه عاشورا ، آزادگي از او نام گرفت.


حرّ و ملاقات امام حسین(ع):
آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند ******* آيا شود كه گوشه چشمي به ما كنند
در روز ورود بر حر چه گفتي كه تا روز دهم محرم دل در دل نداشت و با چه نگاهي او را مجذوب خود كردي كه تا روز قيامت در لغت نامه عاشورا ، آزادگي از او نام گرفت. "... در این هنگام حرّبن‌یزید ریاحی، به پیش عمربن‌سعد آمد و گفت: «آیا قصد داری با حسین بجنگی؟» عمر گفت: «آری، به خدا قسم می‌خواهم جنگی کنم که کمترین چیزش آن باشد که سرها از بدنها جدا و دستها از پیکرها قطع گردد.»
حرّ از شنیدن این سخنان از یاران خود فاصله گرفت و در حالی که بدنش می‌لرزید به گوشه‌ای رفت.
مهاجربن‌اوس به او گفت: «ای حر کار تو مرا به شکّ انداخته است اگر از من می‌پرسیدند شجاعترین مرد کوفه کیست؟ هرگز از تو تجاوز نمی‌کردم و فرد دیگری را نمی‌گفتم، پس چرا به خود می‌لرزی؟
حرّ در پاسخ گفت: «به خدا قسم خودم را در میان بهشت و دوزخ مخیّر می‌بینم. ولی به خدا سوگند، چیزی را بر بهشت ترجیح نمی‌دهم، اگر چه بدنم پاره‌پاره شود و مرا بسوزانند.» اسب سواري به تاخت به اين سو مي آيد ؛ او حر است كه شرمنده و پريشان امام را شفيع بين خود و خداي خود مي داند .متحير به يك سو خيره شده اند و قلم در بيان تصوير كشيدن اين لحظات ناتوان است كه فرزند علي بن ابيطالب در برابر حر چه با محبت او را در آغوش مي كشد.
"سپس بر اسب خود نهیب زد و به قصد خیمه‌گاه حسین(ع) حرکت کرد در حالی که دو دست خود را بر سر گذاشته بود و می‌گفت: «خداوندا! به سوی تو انابه می‌کنم؛ توبۀ مرا بپذیر؛ زیرا من دوستان تو و فرزندان دختر پیغمبر تو را مرعوب ساختم.» به حسین(ع) عرضه داشت: «جانم فدای تو باد. من آن کسی هستم که بر تو سخت گرفتم و نگذاشتم به مدینه برگردی. گمان نمی‌کردم این مردم کار را به اینجا بکشانند. اینک توبه نموده و به سوی خدا بازمی‌گردم. آیا توبه من پذیرفته است؟»
حسین(ع) فرمود: «آری خداوند توبۀ تو را قبول خواهد کرد، پیاده شو.» حرّ گفت: «سواره در راه تو بجنگم بهتر است از پیاده شدن، زیرا بالاخره از است سرنگون خواهم شد و چون من نخستین کسی بودم که راه بر تو سدّ کردم اجازه فرما نخستین کسی باشم که در راه تو کشته می‌شوم شاید از کسانی شوم که روز قیامت با جدّت محمد(ص) مصافحه می‌کنند.»
پس از آن حسین(ع) به او اجازه داد. حرّ شروع به جنگیدن نمود و نیکو مقاتله کرد تا آنکه عدّه‌ای از شجاعان و دلیران را کشت و خود پس از لحظه‌ای، به شهادت رسید. بدن او را نزد حسین(ع) بردند. آن حضرت خاکها از چهرۀ حرّ پاک می‌کرد و می‌فرمود: تو آزادمردی آنچنانکه مادرت تو را «حرّ» نام نهاد و تو در دنیا و آخرت آزاده‌ای.»"



این مطلب توسط خیبریان در تاریخ 1386/10/29 ارسال شده است ( تعداد نمایش : 1174 )

بالا


 
شهيد آويني : تهاجم فرهنگي : شهيد مدرس : مقاله