منوی اصلی

جستجو

امکانات

آخرین مطالب

نخست وزير بحرين پيشاپيش عيد فطر را به رييس جمهور ايران تبريك گفت
نامه سلحشور به محمد نوري‌زاد
واکاوی جنایتهای محسن سازگارا
شيوه جديد توزيع رساله صانعي
سيره بزرگان در ماه مبارک رمضان
پیام تسلیت حضرت آيت الله خامنه اي در پی درگذشت حجة الاسلام آقای حاج سیدتقی درچه ئی
ز نخواندن براي امام‌خميني تا گريه پشت دوربين شيطان بزرگ
توصیه های استاد سیدعبدالله فاطمی‌نیا (قسمت اول)
توصيه هاي استاد سيدعبدالله فاطمي‌نيا (قسمت اول)
توصيه هاي استاد سيدعبدالله فاطمي‌نيا (قسمت دوم)

آمار بازدید

بازدید امروز :

219

کل بازدید :

61573

بیشترین بازدید  :

1763

میانگین بازدید  :

358

جزئیات آمار بازدید

 

 

 

 
 
 غم بود و داغ بود و وداع سپیده بود

غم بود و داغ بود و وداع سپيده بود                  خورشيد هم زشهر به مغرب خزيده بود
رد مي شدند مادر و طفلي سياه موي                از کوچه اي که وقت غروبش رسيده بود


غم بود و داغ  بود و وداع سپیده بود

خورشید هم زشهر به مغرب خزیده بود

رد می شدند مادر و طفلی سیاه موی

از کوچه ای که وقت غروبش رسیده بود

حتی فرشته بال نمی زند به گردشان

حتی نسیم هم رخشان را ندیده بود

مثل همیشه بر سر این راه جبرئیل

از رد پای خاکی شان بوسه چیده بود

آئینه ای که طاقت آهی نداشت آه

این چند روز زخم ترک را چشیده بود

حالا غریبه ای سر راه عبور او

یک دست را برای کشیده، کشیده بود

نامحرمی که کینه این خانواده داشت

حالا دوباره نام علی(ع) را شنیده بود

کودک دوید تا نگذارد ولی نشد

دستی حرام بر رخ محرم رسیده بود

دیوارهای خاکی این کوچه شاهدند

افتاده بود مادر و طفلی بریده بود

ضربی ز روی و ضربه ای از پشت دست خورد

در هر دو گونه جای کبودی کشیده بود

............

رد می شدند مادر و طفلی سپید موی

از کوچه ای که قامتشان را خمیده بود

                                ..................


این مطلب توسط کاکتوس در تاریخ 1389/02/28 ارسال شده است ( تعداد نمایش : 72 )

بالا


 
شهيد آويني : تهاجم فرهنگي : شهيد مدرس : مقاله