دنیای مسیحیت ، دنیای اسلام و ایمانها را لابه لای چرخ گردونه ی سنگین مادیت یا خرد کردند و یا رقیق نمودند . این جریان زندگی دنیا حداقل درطول دو قرن است و این چیز کمی نیست .
1- رشد علم گرایی افراطی در
اروپا ، آغاز رویارویی با فرهنگ دینی
حداقل از دو قرن پیش جریانی به
نام تمدن صنعتی – که این کلمه معانی بسیارزیادی از فرهنگ ، معرفت و علم و... را در
بر می گیرد – با صفات و خصوصیاتی به طورواضح در دنیا شروع شد . اگرچه مقدمات آن
ازخیلی جلوتر فراهم آمد اما در قرن نوزدهم و قرن بیستم این جریان چند خصوصیت داشت
، گرایش به صنعت و علم ، گرایش به روشهای جدید در زندگی و مهم تر از همه گرایش به
فلسفه هایی با قاعده و مبنای مادی . یعنی در طول این دو قرن ، بیشترین پرچمهای
برافراشته شده ی تفکر و فلسفه غرب در جهت مقابل تفکر دینی بوده که یکی ازآنها
فلسفه مارکسیسم است که سرو صدای بیشتری به پا کرد . بقیه مکتبهای فلسفی ، اجتماعی
رایج و سربرداشته در قرن نوزدهم و بیستم نیز غالبا جهت و گرایش مادی و غیر مذهبی و
ضد مذهبی دارند . درست توجه بفرمایید تا اهمیت موضوع روشن شود . این گرایش
غیرمذهبی و ضد مذهبی مثل یک جریانی که از کم شروع می شود و لحظه به لحظه اوج می
گیرد و فراگیر می شود ، درزندگی مردم ، در افکارمردم ، در ارتباطات اجتماعی مردم .
در خانواده مردم وارد می شود و سیاستها در کناراین جریان فکری ، مستقلا یک حرکتی
را به سمت ضدیت با دین و معنویت شروع کردند . بعضی از آن سیاستها به این فلسفه ها
هم علی الظاهر کاری نداشتند . البته هستند کسانی که معتقدند اصلا تفکرات مادی ولو
چپ ترینش ، مخلوق و محصول فکر سیاستمدارها است و نه محصول فکر فلاسفه . آنها می
گویند اصلا همه ی این بساطها و جنجالها یک کار سیاسی به معنای حقیقی بود . یک کار
اقتصادی در جهت پیشرفت ثروتها و سرمایه ها و بساط سرمایه داری در دنیا که روز به
روز اوج می گرفت ( که ما حالا به این حرف کاری نداریم ) و به هر حال سیاستها هم
افتادند در جهت ضدیت با معنویت و این ضدیت روز به روزبیشترشد . که البته هر نقطه
ای معنویتش بیشتر بود ، بیشتر مورد تهاجم قرارگرفت . مثلا تفکرات اسلامی در همه
جای دنیا مورد تهاجم قرار گرفت . در شرق دنیایاسلام – یعنی هند – انگلیسی ها با اسلام مبارزه کردند و در غرب دنیای اسلام
– یعنی آفریقا – هم فرانسویها در الجزایر وارد شدند و با اسلام مبارزه کردند . با
اینکه انگلیس و فرانسه در صحنه استعمار رقیب هم بودند ، اما حریفانشان و نقاط
بمبارانشان یکی بود . روز به روز جریان مذهب و معنویت را در دنیا ضعیف تر و زندگی انسانها را
از اخلاق و معنویت تهی تر کردند .
دنیای مسیحیت ، دنیای اسلام و
ایمانها را لابه لای چرخ گردونه ی سنگین مادیت یا خرد کردند و یا رقیق نمودند . این جریان
زندگی دنیا حداقل درطول دو قرن است و این چیز کمی نیست . این سیرجریان مادی با
خشونت و سرعت در مدت دو قرن روز به روز فراگیر تر شد و همراه با اوج تفکر، سیاست و
رفتار مادی در زندگی انسانها ، ثروت ، علم ، اختراع و پیشرفتهای تازه و مراکزی که
این سیاستها را دنبال می کنند روز به روز بیشتر شده است . یعنی آمریکا و اروپای
امروز از لحاظ علمی با آمریکا و اروپای50 سال پیش قابل مقایسه نیست . و اینها همان
کسانی هستند که با پولشان و با علمشان و اختراعاتشان و با استفاده از تواناییهای
گوناگونشان این جریان سریع را تقویت کردند تا به نقطه اوج غیرقابل تصوری برسد که
دیگر قدم بعد جز این چیزی نباشد که بنای دین و معنویت و اخلاق به کلی از میان
جوامع برچیده بشود و حتی خاطره ای هم از آنها باقی نماند . البته این تنها حرف من
نیست ، بلکه نویسندگانی که رمانها ی تخیلی علمی می نویسند و یکی از کارهایشان این
است که پیش بینی می کنند که مثلا 50 سال دیگر دنیا به چه شکلی خواهد بود ، هم این
پیش بینی را کرده اند. من خودم بعضی از این رمانها و نوشته ها را خوانده ام که
دنیایی را نشان می دهند که دیگر در آن دنیا احساس معنوی نیست . قدم بعدی دنیای قرن
اتم و قرن الکترونیک و قرن کامپیوترو قرن پیشرفتهای شگفت انگیز فضایی چیست ؟ به کلی
تهی شدن عالم از تفکرات ، یا به قول آنها از اوهام معنوی و مذهبی ؛ و جز این چیز
دیگری تصور نمی شود .
در همین مقطع که همه ی محاسبا پت نشان می داد آیندعپه بشریت این است
، ناگهان حادثه نهضت روحانیت و نهضت دین در ایران در سال 1341 اتفاق افتاد . این
حادثه دربدو امر توجه دنیا را خیلی هم به خودشجلب نکرد ، لکن بر خلاف انتظار
مفسرین و بینندگان ، روز به روز حجم و معنا و محیط تسلط و تصرفاین حادثه وسیع ترشد و ناگهان منتهی به یک
انفجار دریک نقطه ی عالم شد ، که آن وقت قدرتهای جهان احساس کردند تا کنون در
ارزیابی این پدیده اشتباه می کردند ، و لذا به فکر علاج افتادند اما دیگر
نتوانستند .
سخنان رهبر معظم انقلاب
دردیدار جمعی ازعلما وروحانیون و ائمه جمعه مازندران 69/2/22