چرا امام حسين عليه السلام براي اين هدف برگزيده شد؟
اگر این شرایط در زمان امام علی النقی علیه السلام پیش می آمد ، همین کاررا امام علی النقی می کرد و حادثه عظیم و و ذبح عظیم تاریخ اسلام ، امام علی النقی علیه الصلاۀ و السلام می شد . اگر در زمان امام حسن مجتبی یا در زمان امام صادق علیهما السلام هم پیش می آمد ، آن بزرگواران عمل می کردند .
چرایی واجب شدن این امر به دست
امام حسین علیه السلام به اوضاع زمانه وی مربوط است . زیرا زمینه تحقق این واجب ،
در زمان امام حسین پیش آمد . اگر این شرایطدر
زمان امام علی النقی علیه السلام پیش می آمد ، همین کاررا امام علی النقی می کرد و
حادثه عظیم و و ذبح عظیم تاریخ اسلام ، امام علی النقی علیه الصلاۀ و السلام می شد
. اگر در زمان امام حسن مجتبی یا در زمان امام صادق علیهما السلام هم پیش می آمد ،
آن بزرگواران عمل می کردند . اما نه در زمان قبل از امام حسین ، پیش آمد ؛ نه بعد از امام حسین و درتمام
طول حضورائمه تا دوران غیبت ، چنین شرایطی رخ نداد .
پس هدف ، عبارت شد از انجام
این واجب ، که به شرح آن می پردازیم . در این صورت به طور طبیعی انجام این واجب ،
به دو نتیجه منجر می شود ؛ امام حسین برای این امر آماده بود واگر حضرت به قدرت هم
می رسید ، قدرت را شایسته و محکم در دست می گرفت و جامعه را مثل زمان پبغمبر و
امیر المومنین اداره می کرد . یک وقت هم انجام این واجب ، به حکومت نمی رسد ، به
شهادت می رسد . برای آن هم امام حسین حاضربود . خداوند امام حسین ، و دیگر ائمه
بزرگوار را طوری آفریده بود که بتوانند بار سنگین آنچنان شهادتی را هم که برای این
امر پیش می آمد ، تحمل کنند ، و تحمل هم کردند . البته داستان مصائب کربلا ،
داستان عظیم دیگری است .
سخن از کدام تکلیف الهی است ؟
پیغمبر اکرم و هر پیغمبری که
می آید ، یک مجموعه احکام می آورد . این احکامی را که پیغمبر می آورد ، بعضی فردی
است و برای این است که انسان خودش را اصلاح کند . بعضی اجتماعی است و برای این است
که دنیای بشر را آباد و اداره کند و اجتماعات بشر را به پا بدارد . به این مجموعه
نظام اسلامی گفته می شود . اسلام بر قلب پیغمبر اکرم نازل شد ؛ نماز ، روزه ، زکات
، انفاقات ، حج ، احکام خانواده و ارتباطات شخصی را آورد . بعد جهاد فی سبیل الله
، تشکیل حکومت اقتصاد اسلامی ، روابط حاکم و مردم و وظایف مردم در مقابل حکومت را
آورد . اسلام ، همه این مجموعه را بر بشریت عرضه کرد ؛ همه را هم پیغمبر اکرم بیان
فرمودند .
« ما من شیءِ یقرّبکم من
الجنّة و یباعدکم من النّار الاّ و قد نهیتکم عنه و امرتکم به» پیغمبر اکرم صل
الله علیه وآله ، همه آن چیزهایی را که می تواند انسان و یک جامعه انسانی را به
سعادت برساند ، بیان فرمود. نه فقط بیان ، بلکه آنها را عمل و پیاده کرد . در زمان
پیغمبر، حکومت اسلامی و جامعه اسلامی تشکیل شد ، اقتصاد اسلامی پیاده شد ، جهاد
اسلامی بر پا و زکات اسلامی تعیین شد ؛ یک کشوراسلامی ونظام اسلامی شکل گرفت . مهندس
این نظام و راهبر این قطار در این خط ، نبی اکرم است و بعد از او ، آن کسی است که
جانشین او می شود . خط هم روشن و مشخص است . باید جامعه اسلامی و فرد اسلامی ازاین
خط، بر روی این خط و دراین جهت و ازاین راه حرکت کند ؛ که اگر چنین حرکتی هم انجام
گیرد ، آن وقت انسانها به کمال می رسند ؛ انسانها صالح و فرشته گون می شوند ، ظلم
در میان مردم از بین میرود ؛ بدی ، فساد ، اختلاف ، قهر و جهل از بین می رود . بشر
به خوشبختی کامل می رسد و بنده کامل خدا می شود .
اسلام این نظام را به وسیله
نبر اکرم اجرا نمودو در جامعه آن روز بشرپیاده کرد . در کجا ؟ در گوشه ای که اسمش
مدینه بود و بعد هم به مکه و چند شهر دیگر توسعه یافت . سؤالی در اینجا باقی می
ماند و آن این که : اگر این قطاری را که پیغمبر اکرم بر روی این خط به راه انداخته
است ، دستی ، یا حادثه ای آمد و آن را ازخط خارج کرد ، تکلیف چیست ؟ اگر جامعه
اسلامی منحرف شد ؛ اگر این انحراف به جایی رسید که ترس از انحراف کلّ اسلام و
معارف اسلام بود تکلیف چیست ؟