احساس میکنم که ماه روی دلم چکه می کند. نمی دانم ماه در حال آب شدن است یا دل من در حال تبخیر. ماه در دل من است یا من به ماه پیوسته ام.چشم بسته تصویر ماه را به وضوح می بینم.
یا زمین جاذبه اش را از دست داده، یا خورشید جاذه به اش را به ماه هدیه کرده است. در هر حال دلم دیگر تاب ماندن ندارد و اشک های ماه را می نوشد.ای ماه.......
آغوش باز کن، سبک بال سوی تو پرواز خواهم کرد.
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156766/001.jpg
برای بخت سیاهم ستاره کافی نیست * به پای ناله عاشق شراره کافی نیست * تفألی زده ام بر کتاب و میبینم * اگرچه خوب ولی استخاره کافی نیست * چگونه وصف کنم آن نگاه را؟هرگز! * برای چشم خمار استعاره کافی نیست * ستاده ام که ببینم چه دلبری دارم * نشسته ام که بیایی! نظاره کافی نیست * بگیر دست مرا و ببر به همراهت * خدای خوانده و"نایب زیاره" کافی نیست
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156782/emamzaman.jpg
من هر شب به آرامی با یاد تو غروب میکنم و دلم را به هلال ماه می سپارم
اگر هنگام غروب سایه مهربانیت را بر سرم بکشی!!!
اگر خورشید وجودم با عشق تو، کرکره چشمانش را از آسمان دلم پایین کشد!!!
فردایش با اقتدار طلوع خواهم کرد.
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156780/toloo.jpg دوبـــاره ســال نــو از راه می رســـد بابا
صدای چک چک باران، صدای پاهایت * صدای گریه ی مادر پی قدمهایت * صدای خس خس نایت شده مرا کابوس * دلم شکسته به یاد، نفس نفسهایت * تو عازم سفر عشق بودی و آن شب * نشد مجال بخوانم، دوباره بابایت * ببین پدر شده امشب دلم پر از احساس * به یادم آمده امشب دو چشم زیبایت * هزار ماه گذشت و نشد فراموشم * صدای زمزمه های دل شکیبایت * عجیب دل شده تنگ و عجیب بابایی * عجیب عاشق اخلاق و خلق والایت * دوباره سال نو از راه می رسد بابا * دوباره عکس تو در قاب برسر جایت * دگر توان و تحمل نمانده بابا جان * مگر زلطف کند یک نظاره ، آقایت
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156778/shimiyaee.jpg
جــای دسـتت بــر دل مـا، مانده است
بی وفا چشمم به در، وا مانده است
باورش سخت است، گـر رویاست این
قلب من در خـواب تــو جا مانده است
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156776/JanbazShahid.jpg آقای من! ما نبودنتان را عادت کرده ایم
مـن آمدم بـــرای دیـــدن رویـــت، ولــی بـبـیـن
چــشـمــم بــــرای دیــدن روی تـــو بـسته ام
جانا ببین به چشم بسته من طعنه مـی زنند
آنـان کـه مـن ز تـهـمـتـشـان دل شکسته ام
امـشـب دگــر تــوان تــرنــم نــمانــده اســـت
بـــاران بـــبار بــــر مــن و چـشمان خسته ام
بــــــــــر اجــتــمــاع بـــین مـن و تـو شرر زدند
من حلقه های عقل و دل از هم گسسته ام
فـــرصـت تــمام گشت و نشد شعر من تمام
مـــن هـــمـــچــنان به راه تو دلبر نشسته ام
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156774/Entezar.jpg
ناگهان مرا چرا چنین، به نا کجا کشانده اند؟ * گو گناه من چه بود که، زهر دوریت به من چشانده اند.
*
دور از تمام هرچه آشنا، مثل یک غریبه در تمام کوچه ها * این دل شکسته مرا، بارها و بارها کشانده اند.
*
دیده می شود در آینه، چهره ای برایم آشناست * این منم ؟ که مثل یک اسیر، روبروی آینه نشانده اند؟
*
من شیده ام که بارها، سعی بی نتیجه کرده اند * حکم ارتداد این حقیر ، زیر لب به هم رسانده اند
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156771/010101.jpg
مانند کاکتوسی که برای ادامه بقا از اندک باقی مانده های رطوبت خاک تمام بهره را می برد، برای ادامه بقا دست و پا می زنم.
در بن بست مشکلات و انتهای راه گوشه چشمی به عنایت تو دارم.
اگر منتظر مناجات من هستی باید بگویم، چشمان کم سو و صدای لرزان من راه به جایی نمی برد
اگر من را لایق باران نمی دانی، اندک رطوبتی برای حیات من کافیست
http://www.kheybar.com/Files/148244/Images/156768/Cactus0001.jpg
|